به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه به نقل از سایت اهلا-در، سنت مرثیهسرایی کربلا در آناتولی پیشینهای طولانی دارد و در طول قرنها به یکی از جلوههای مهم بازتاب فرهنگ عاشورا در ادبیات و آیینهای مذهبی جهان ترک تبدیل شده است. متن پیشرو، خلاصهای از مقاله “Kerbelâ Mersiyelerinin Türk Toplumuna Yansıyan Bir Örneği: Şeyh Gâlib’in Bir Kıtasına İlave Olarak Yazılmış Bir Kerbelâ Mersiyesi” است که به بررسی بخشی از این میراث ادبی و فرهنگی میپردازد.
واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام است که تأثیر آن تنها به سرزمین عراق یا جوامع شیعی محدود نماند، بلکه در گستره وسیعی از جهان اسلام، از ایران و آسیای مرکزی تا آناتولی و قلمرو عثمانی، به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مسلمانان تبدیل شد. یکی از مهمترین جلوههای این تأثیر، شکلگیری سنت «مرثیه کربلا» در ادبیات و فرهنگ مردم ترکزبان است.
در ادبیات ترکی، از نخستین سدههای شکلگیری ادبیات اسلامی تا پایان دوره عثمانی، کربلا همواره به عنوان سرزمین شهادت امام حسین علیه السلام، اهلبیت(ع) و یاران ایشان، جایگاهی مقدس داشته است. پژوهشگران ادبیات ترکی تأکید کردهاند که کربلا در همه شاخههای ادبی، از ادبیات دینی ـ عرفانی گرفته تا شعر دیوانی، ادبیات عامه و شعر عاشقی، به عنوان نماد مظلومیت و شهادت شناخته شده است (Esir, 2012).
شاعران ترکزبان در قالبهای مختلف ادبی، بارها به واقعه عاشورا پرداخته و آن را موضوع آثار خود قرار دادهاند. در این میان، «مراثی کربلا» جایگاهی ویژه یافت و به یکی از مهمترین شاخههای ادبیات دینی در جهان ترک تبدیل شد؛ چنانکه در بسیاری از موارد، هنگامی که از مرثیه سخن گفته میشد، نخستین چیزی که به ذهن مخاطبان میآمد، مرثیههای مربوط به شهادت امام حسین علیه السلام بود (Erdoğan, 2009).
در ادبیات کلاسیک عثمانی، آثاری که به شهادت امام حسین(ع) و حوادث کربلا میپرداختند، غالباً با عنوان «مقتل حسین» شناخته میشدند. این آثار افزون بر روایت تاریخی واقعه عاشورا، نقش مهمی در انتقال فرهنگ اهلبیت(ع) و زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا داشتند (Şahin, 2011). از قرن شانزدهم میلادی به بعد، شمار این آثار افزایش یافت و در قرون هفدهم، هجدهم و بهویژه نوزدهم به اوج خود رسید؛ بهگونهای که برخلاف بسیاری از گونههای دیگر مرثیه، مراثی کربلا در این دوره همچنان روندی رو به رشد داشتند (Çakır, 2012).
یکی از مهمترین عوامل گسترش این ادبیات، جایگاه ویژه ماه محرم در جامعه عثمانی بود. محرم تنها یک ماه قمری و زمان عبادت نبود، بلکه ماهی آمیخته با سوگواری و یادآوری مصیبت کربلا به شمار میرفت. در میان علویان و بکتاشیان، محرم جایگاهی ویژه داشت و به عنوان ماه روزه و ماتم شناخته میشد. این سوگواری در حقیقت برای یاد امام حسین علیه السلام و یاران ایشان بود که در دهم محرم سال ۶۱ هجری در کربلا به شهادت رسیدند (Ünlü, 2020).
در منابع پژوهشی درباره آیینهای محرم در میان علویان آمده است که در این ایام «آب نوشیده نمیشد، جشن و شادی برگزار نمیگردید، به اماکن تفریحی نمیرفتند، قربانی انجام نمیدادند، لباس تغییر نمیدادند، مو و ریش اصلاح نمیکردند و حتی از شکستن دل دیگران پرهیز میکردند؛ زیرا فاجعه کربلا هر سال دوباره زنده میشد و برای اهلبیت(ع) نوحه و مرثیه خوانده میشد» (Aytaş, 2010).
در این مراسم، واقعه کربلا هر سال بازخوانی میشد و اشعار و مراثی متعددی در وصف مظلومیت اهلبیت(ع) و فداکاری یاران امام حسین علیه السلام خوانده میشد. همچنین بخشهایی از آثار مشهور عاشورایی، بهویژه کتاب «حدیقةالسعداء» اثر فضولی، در ایام محرم برای مردم قرائت میشد (Özlü, 2011). در کنار آن، نوعی مرثیه آهنگین با عنوان «محرمیه» نیز رواج داشت که در مجالس عزاداری اجرا میشد (Yöre, 2011).
اهمیت عاشورا در آناتولی تنها به جوامع علوی محدود نبود. در دوره عثمانی، روز عاشورا در میان بخشهای مختلف جامعه و حتی در ساختار حکومتی نیز مورد توجه قرار داشت. در این روز مراسمهایی برگزار میشد، برای امام حسین علیه السلام و دیگر شهدای کربلا مرثیه خوانده میشد و آشوره (aşure)، به عنوان خوراک آیینی این روز، تهیه و میان مردم توزیع میگردید.
چنانکه در یکی از پژوهشهای مربوط به آیین عاشورا در عثمانی آمده است: «در مراسمها، در کنار دعا برای دولت و پادشاه، برای امام حسین و دیگر شهیدان مرثیه خوانده میشد، آشوره پخته میشد و همان خوراک شیرین به ثروتمند و فقیر به یک اندازه تقدیم میگردید؛ بهگونهای که بیاهمیت بودن تفاوتهای اجتماعی مورد تأکید قرار میگرفت» (Özlü, 2011).
این مراسم علاوه بر جنبه مذهبی، کارکرد اجتماعی نیز داشت و فرصتی برای همبستگی عمومی و مشارکت میان گروههای مختلف جامعه فراهم میکرد.
خانقاهها و تکیههای صوفیانه نیز نقش مهمی در حفظ و گسترش فرهنگ عاشورا داشتند. طریقتهایی مانند بکتاشیه و مولویه، مراسم ویژهای در ماه محرم برگزار میکردند و خواندن مرثیه کربلا به یکی از عناصر ثابت این آیینها تبدیل شده بود. در تکیههای مولویه، در برخی مراسمهای ماه محرم آشوره پخته میشد و در شب عاشورا بخشهایی از «حدیقةالسعداء» فضولی و مراثی کربلا خوانده میشد (Özlü, 2011).
گسترش این سنتها موجب شد مرثیهسرایی درباره کربلا در سراسر قلمرو عثمانی رونق یابد. بسیاری از شاعران، فارغ از گرایشهای فکری و طریقتی خود، سرودن مرثیه برای امام حسین(ع) را نوعی اظهار ارادت به خاندان پیامبر(ص) میدانستند. به همین دلیل، مراثی کربلا نهتنها در میان علویان و بکتاشیان، بلکه در میان طیف گستردهای از شاعران و عارفان مسلمان نیز جایگاهی ویژه پیدا کرد (Ekici, 2022).
بررسی این میراث ادبی و فرهنگی نشان میدهد که فرهنگ عاشورا در آناتولی و جهان ترک، همانند ایران، فراتر از یک رویداد تاریخی تلقی شده و به بخشی از هویت دینی و فرهنگی جوامع مسلمان تبدیل شده است. امام حسین علیه السلام در ذهن و ضمیر مسلمانان این سرزمینها به نماد عدالت، آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم تبدیل شد و مرثیههای کربلا ابزاری برای انتقال این ارزشها از نسلی به نسل دیگر گردید.
از این منظر، مطالعه مراثی کربلا در ادبیات ترکی تنها بررسی یک گونه ادبی نیست، بلکه راهی برای شناخت پیوندهای عمیق فرهنگی میان ملتهای مسلمان و درک گستره نفوذ پیام عاشورا در جهان اسلام است؛ پیامی که قرنهاست در زبانها، فرهنگها و سنتهای گوناگون تداوم یافته و همچنان الهامبخش عدالتخواهان و آزادیطلبان باقی مانده است.
منبع:
AKTAŞ, Mutlu Muhammet. “Kerbelâ Mersiyelerinin Türk Toplumuna Yansıyan Bir Örneği: Şeyh Gâlib’in Bir Kıtasına İlave Olarak Yazılmış Bir Kerbelâ Mersiyesi”. Türk Kültürü ve Hacı Bektaş Veli Araştırma Dergisi 109 (Mart 2024), 187-200.
https://doi.org/10.60163/tkhcbva.1368446.










نظر شما